شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی من و غیر اگر باده خورد نوشش بادیاد من گو نکند غیر فراموشش باد
۲
یار بی‌غیر که می در قدحش خون گرددخون من گر همه ریزد به قدح نوشش باد
۳
سرو اگر جلوه کند با تن عریان به چمنشرمی از جلوهٔ آن سرو قبا پوشش باد
۴
دوش می‌گفت که خونت شب دیگر ریزمامشب امید که یاد از سخن دوشش باد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth