خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با حریفان چو نشینی و زنی جامی چندیاد کن یاد ز ناکامی ناکامی چند
۲
بی تو احوال مرا در دل شبها داندهر که بی هم چو تویی صبح کند شامی چند
۳
باده با مدعیان میکشی و میریزیخون دل در قدح خون دل آشامی چند
۴
بوسهای چند ز لعل لب تو میطلبمبشنوم تا ز لب لعل تو دشنامی چند
صفحهٔ ۱ از ۲