خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پیش بیدلان جان، قدری چنان نداردآری کسی که دل داد پروای جان ندارد
۲
پرسی ز من که دارد؟ زان بینشان نشانیهر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد
۳
یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگزدیدم تمام هر کس این دارد آن ندارد
۴
بر من نه از ترحم کم کرده یار بیدادتاب جفا ازین بیش در من گمان ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲