خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بودغم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود
۲
آخر از حسرت بالای تو ای سرو روانتا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود
۳
گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودکآفت دین و دل پیر و جوان خواهد بود
۴
رمضان میکده را بست خدا داند و بستا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود
صفحهٔ ۱ از ۲