شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگزلیلی رود از خاطر مجنون نه و هرگز
۲
با اهل وفا و هنر افزون شود و کممهر تو و بی‌مهری گردون نه و هرگز
۳
از سرو و صنوبر بگذر سدره و طوبیمانند به آن قامت موزون نه و هرگز
۴
خون ریختیم ناحق و پرسی که مبادادامان تو گیرند به این خون نه و هرگز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth