خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من ار هم آشیان میداشت ما را در قفسکی شکایت داشتم از تنگی جا در قفس
۲
عندلیبم آخر ای صیاد خود گو، کی رواستزاغ در باغ و زغن در گلشن و ما در قفس
۳
قسمت ما نیست سیر گلشن و پرواز باغبال ما در دام خواهد ریختن یا در قفس
۴
بر من ای صیاد چون امروز اگر خواهد گذشتجز پری از من نخواهی دید فردا در قفس
صفحهٔ ۱ از ۲