شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم عشق نکویان چون کند در سینه‌ای منزلگدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل
۲
دل محمل نشین مشکل درون محمل آسایدهزاران خسته جان افشان و خیزان از پی محمل
۳
میان ما بسی فرق است ای همدرد دم درکشتو خاری داری اندر پا و من پیکانی اندر دل
۴
نه بال و پر زند هنگام جان دادن ز بیتابیکه می‌رقصد ز شوق تیر او در خاک و خون بسمل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth