خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیمبه کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم
۲
من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودم مرانکه گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم
۳
منم ای بَرید و دو چشم تر ز فراق آن مه نوسفربه مراد خود برسی اگر به مراد خود برسانیم
۴
چو برآرم از ستمش فغان گله سر کنم من خسته جانبرد از شکایت خود زبان به تفقدات زبانیم
صفحهٔ ۱ از ۲