خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتمخانه به خانه در به در جستمت و نیافتم
۲
آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقیجامه تقویی که من در همه عمر بافتم
۳
بر دل من ز بس که جا تنگ شد از جدائیتبی تو به دست خویشتن سینهٔ خود شکافتم
۴
از تف آتش غمم صد ره اگر چه تافتیآینهسان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم
صفحهٔ ۱ از ۲