شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانمجان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم
۲
گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزنددامان بی‌نیازی بر این و آن فشانم
۳
خالی نگرددم دل کز بیم او ز دیدهاشکی اگر فشانم باید نهان فشانم
۴
آیا بود که روزی فارغ ز محنت دامگرد غریبی از بال در آشیان فشانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth