شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ایجسمی و جسم لاغری جانی و جان خسته‌ای
۲
می‌شکنی دل کسان ای پسر آه اگر شبیسر زند آه آتشین از دل دلشکسته‌ای
۳
منتظرم به کنج غم گریه‌کنان نشانده‌ایخود به کنار مدعی خنده زنان نشسته‌ای
۴
زان دو کمند عنبرین تا نروم ز کوی توسلسله‌ای به پای دل بسته و سخت بسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth