شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکیاین گلستان بی‌خس و خاشاک بودی کاشکی
۲
یار من پاک و به رویش غیر چون دارد نظردیده او چون دل من پاک بودی کاشکی
۳
قصد قتلم دارد و اندیشه از مظلومیمیار در عاشق کشی بی‌باک بودی کاشکی
۴
تا به دامانش رسد دستم به امداد نسیمجسم من در رهگذارش خاک بودی کاشکی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth