شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو چشمم خون‌فشان از دوری آن دلستانستیکه لعلش گوهرافشان، سنبلش عنبرفشانستی
۲
چه سان خورشید رویت را مه تابان توان گفتن؟که از روی تو تا ماه، از زمین تا آسمانستی
۳
حرامم باد دلجوییّ پیکانش اگر نالمز زخم ناوکی کز شست آن ابرو کمانستی
۴
غمش گفتم نهان در سینه دارم ساده‌لوحی بینکه این سِر در جهان فاش است و پندارم نهانستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth