شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف زلزله‌ای که در زمان اقامت وی در کاشان اتفاق افتاده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرده‌ام از کوی یار بیهده عزم سفرخار ملامت به پا خاک ندامت به سر
۲
از کف خود رایگان دامن امن و امانداده و بنهاده‌ام ره سوی خوف و خطر
۳
خود به عبث اختیار کرده‌ام از روزگارفرقت یار و دیار محنت و رنج سفر
۴
چون سفها خویش را بی‌سبب افکنده‌اماز غرفات جنان در درکات سقر
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth