خلوتی با هاتف اصفهانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشنعبیرآمیز گردان جیب و عنبربیز کن دامن
۲
نخست از گرد کلفت پیکر سیمین روحانیمصفا ساز در گلشن به آب چشمهٔ روشن
۳
به نازک تن بپوش آنگه حریر از لالهٔ حمرابه روی یکدگر چون شاهد گل هفت پیراهن
۴
ز رنگین لالهها گلگون قصب درپوش بر پیکرز گلگون غنچهها رنگین حلی بر بند بر گردن
صفحهٔ ۱ از ۱۲