شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم از آسمان زنگاریزخمها بر دل و همه کاری
۲
با من اکنون فلک در آن حد استاز جگرخواری و دل‌آزاری
۳
که به او جان دهم به آسانیاو ستاند ز من به دشواری
۴
گفتم از جور چرخ ناهموارشاید ار وا رهم به همواری
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth