شعر را زندگی کن
خلوتی با رشحه

شمارهٔ ۱۲ - از یک غزل

رشحه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌تپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که بازتیر دل دوزی به دل ز ابرو کمانی می‌رسد
۲
می‌کند از شوق رشحه حرز جان تعویذ عمرسنگ جوری کز جفای پاسبانی می‌رسد
۳
جعد مشکینش مگر سوده به خاک پای شاهکز شمیمش برمشامم بوی جانی می‌رسد
۴
شاه محمود جهانبخش آن که جسم مرده رااز دم جانبخش او روح روانی می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth