خلوتی با رشحه
شمارهٔ ۲۳ - غزل جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدم
رشحه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفا و جور تو عمری بدین امید کشیدمکه بینم از تو وفایی گذشت عمر و ندیدم
۲
سزای آن که تو را برگزیدم از همه عالمملامت همه عالم ببین چگونه شنیدم
۳
اگر چه سست بود عهد نیکوان امابه سست عهدیت ای مه ندیدم و نشنیدم
۴
دلم شکستی و عهد تو سنگدل نشکستمز من بریدی و مهر از تو بیوفا نبریدم
صفحهٔ ۱ از ۳