شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من و دیدن رقیبان هوسناک تو رارو که تا دم زده‌ام سوخته‌ام پاک تو را
۲
من که از دست تو صد تیغ به دل خواهم زدبه که بیرون فکنم از دل صد چاک تو را
۳
تا به غایت من گمراه نمیدانستنماینقدر کم حذر و خود سر و بی‌باک تو را
۴
ترک چشمت که دم از شیر شکاری میزداین چه سر بود که بربست به فتراک تو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth