خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳
غزلیات از رسالهٔ جلالیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مراورنه شهبازی ز چنگت میکشد بیرون مرا
۲
زود میبینی رگ جانم به چنگ دیگریگر نوازش میکنی زین پس به این قانون مرا
۳
آن که دی بر من کشید از غمزه صد شمشیر تیزتا تو واقف میشود میافکند در خون مرا
۴
آن که دوش از پیش چشم ساحرش بگریختمتا تو مییابی خبر میبندد از افسون مرا
صفحهٔ ۱ از ۳