خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات از رسالهٔ جلالیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای اوبه جان هرچند رنجم بیشتر میرم برای او
۲
به کارم هر گره کاندازد آن پیمان گسل گرددمرا دلبستگی افزون به زلف دلگشای او
۳
دل آزارست اما آنقدر دانسته دلداریکه بیزار است از آزادی خود مبتلای او
۴
جفاکار است لیکن میدهد زهر جفاکاریچنان شیرین که از دل میبرد ذوق وفای او
صفحهٔ ۱ از ۲