شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز راپشت به چشم تو گرم قافلهٔ ناز را
۲
روز جزا تا رود شور قیامت به عرشرخصت یک عشوه ده چشم فسون ساز را
۳
نرگس مردم کشت ننگرد از گوشه‌ایتا نستاند به ناز جان نظر باز را
۴
شعلهٔ بازار قتل پست شود گر کنینایب ترکان چشم صد قدر انداز را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth