خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بستطمع مدار که دیگر کمر توانی بست
۲
به بزم وصل قدم چون نهم که عصمت اوگشود دست و مرا پای کامرانی بست
۳
دری که دیده بروی دلم گشود این بودکه عشق آمد و درهای شادمانی بست
۴
گر از خمار دهم جان عجب مدار ای دلکه ساقی از لب من آب زندگانی بست
صفحهٔ ۱ از ۳