شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیستباده پیش آر که اسبابِ جهان این همه نیست
۲
از دل و جان شرفِ صحبتِ جانان غرض استغرض این است، وگرنه دل و جان این همه نیست
۳
مِنَّتِ سِدره و طوبی ز پیِ سایه مکشکه چو خوش بنگری ای سروِ روان، این همه نیست
۴
دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنارور نه با سعی و عمل باغِ جَنان این همه نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth