شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی‌چیزی نیستتابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی‌چیزی نیست
۲
از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی‌چیزی نیست»
۳
جان درازیِ تو بادا که یقین می‌دانمدر کمان ناوَک مژگانِ تو، بی‌چیزی نیست
۴
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراقای دل! این ناله و افغان تو، بی‌چیزی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth