شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسرداد سبک دستی دهم در سر فشانی ای پسر
۲
رسم وفا بنیاد کن آواره‌ای را یاد کندرمانده‌ای را شاد کن تا در نمانی ای پسر
۳
بر خاکساران بی‌خبر مستانه بر رخش جفادر شاه راه دلبری خوش میدوانی ای پسر
۴
حسنت همی گوید که هان خوش جهانی را به کسهیچت نمی‌گوید که هی نی جوانی ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth