شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر ای بی‌رحم حال ناتوان خود بپرسحرف محرومان خویش از محرمان خود بپرس
۲
نام دورافتادگان گر رفته از خاطر تو نیزاز فراموشان بی‌نام و نشان خود بپرس
۳
چون طبیب شهر گوید حرف بیماران عشقگر توان حرفی ز درد ناتوان خود بپرس
۴
من نمی‌گویم بپرس از دیگران احوال مناز دل بی‌اعتقاد بدگمان خود بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth