شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشقما و جنون می‌دهیم وعده به میدان عشق
۲
رایت شاه جنون جلوه نما شد ز دورچاک به دامن رساند گرد بیابان عشق
۳
آن که ز لعلت فکند شور به دریای حسنکشتی ما را نخست داد به طوفان عشق
۴
بر سر جرم منند عفو و جزا در تلاشتا بچه فرمان دهد حاکم دیوان عشق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth