شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیلرشحه‌ای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل
۲
گر به جای آتش نمرود بودی یک شرارز آتش هجران خلل می‌کرد در کار خلیل
۳
آب رود نیل را از دست ناید رفع آنعشق یوسف بر زلیخا چون کشید انگشت نیل
۴
کام بخشی عالمی را لیک غیر از عاشقانحاتم وقتی ولی نسبت به خیل خود بخیل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth