شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌امسائل نیم به وعده ماهی نشسته‌ام
۲
زان شمع بس که داشته‌ام دوش اضطرابگاهی چو شعله خاسته، گاهی نشسته‌ام
۳
گل می‌دمد ز دامن و چشمم که روز و شببا دستهٔ گلی چو گیاهی نشسته‌ام
۴
صیادوار ز آهوی دیر التفات اوپیوسته در کمین نگاهی نشسته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth