شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که همیشه در غمت فکر محال می‌کنمهجر تو را ز بی‌خودی وصل خیال می‌کنم
۲
شب که ملول می‌شوم بر دل ریش تا سحرصورت یار می‌کشم دفع ملال می‌کنم
۳
او ز کمال دلبری زیب جمال می‌دهدمن ز جمال آن پری کسب کمال می‌کنم
۴
زلف مساز پرشکن خال به رخ منه که منچون دگران نه عاشقی با خط و خال می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth