شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسانآفت حسن بتان است هجوم مگسان
۲
تو ز خود غافلی ای شمع ملک پروانهکه چو گل هر نفسی میزنی آتش به کسان
۳
زده آتش به جهان حسن تو وز بیم نفستا شود روی تو آئینهٔ آتش نفسان
۴
کشور حسن بیک تاخت بگیری چو شوندهم رهان ره سودای تو باری فرسان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth