شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخت را آفتاب سایه‌گستر می‌توان گفتنخطت را سایهٔ خورشیدپرور می‌توان گفتن
۲
میانت را نشاید موی گفت از نازکی امادهانت را ز تنگی تنگ شکر می‌توان گفتن
۳
رخت را با رخ یوسف مقابل می‌توان کردندمت را با دم عیسی برابر می‌توان گفتن
۴
مکرر گرچه نتوان گفت با آن نوش لب حرفیلبش را گفته‌ام قند و مکرر می‌توان گفتن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth