شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فتنه می‌خیزد از آن ترکانه دامن برزدنعشوه می‌ریزد از آن مستانه گل بر سر زدن
۲
ترک چشمش دارد آیا از کدام استاد یاددست از تمکین به جنبانیدن خنجر زدن
۳
شیر دلرا کند گرد لشگر حسنش ز جانیست آسان خویش را بر قلب این لشگر زدن
۴
قسمی از بیگانگی دارد که می‌بارد از آنخانهٔ دل را به دست آشنائی در زدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth