شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسنشهرت ده زبان دگر در زمان حسن
۲
ز آمد شد خیال تو در شاه راه چشماز یکدگر نمی‌گسلد کاروان حسن
۳
از تیر عشق اهل زمین پر برآورندآرد چو غمزه‌ات به کشاکش کمان حسن
۴
خوبی به غایتی که زلیخا نمی‌برددر جنب خوبی تو به یوسف گمان حسن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth