خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شدم صیدت به گیسوی خودت دربند کنتا ابد با خود به این قیدم قوی پیوند کن
۲
ای گل رعنا برای عندلیب بینصیبنیست گر بوئی به رنگی از خودت خورسند کن
۳
تلخی شیرین لبان ناموس را خوش مایهایستتا توانی زهر باش ای شوخ و کار قند کن
۴
ای مسیحا دم که صد بیمار در پی میروییک نفس بنشین دوای دردمندی چند کن
صفحهٔ ۱ از ۲