خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای همچو آهوان دلم دم شکار توجانها فدای آهوی مردم شکار تو
۲
تا آهوان چشم تو رفتند از نظرچشمم سفید شد به ره انتظار تو
۳
آهوی دشت از تو به کام و من اسیردر شهر مانده همچو سگان داغدار تو
۴
حقاکه گر به خاک برابر کنی مرایک ذره بردلم ننشیند غبار تو
صفحهٔ ۱ از ۲