خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباحصلاحِ ما همه آن است کآن تو راست صلاح
۲
سوادِ زلفِ سیاهِ تو جاعِلُ الظُّلُماتبَیاضِ رویِ چو ماهِ تو، فالِقُ الأصباح
۳
ز چینِ زلفِ کمندت کسی نیافت خلاصاز آن کمانچهٔ ابرو و تیرِ چشم، نَجاح
۴
ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روانکه آشنا نکند در میان آن، مَلّاح
صفحهٔ ۱ از ۲