خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاهآرزو سایه سپه فتنه جنبت کش شاه
۲
زده بر قلب سپاهی و دلیل است برینوضع دستارو سراسیمگی پر کلاه
۳
کم نگاه است ز بس حوصله اما داردپادشاهانه نگاهی به دل چند نگاه
۴
زان رخ توبه شکن منع نگه ممکن نیستکه شود هر نگه آلوده به صدگونه گناه
صفحهٔ ۱ از ۳