خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنیجهان بیک نفس از آه من سیاه کنی
۲
ز بزم میروی افتان و سر گران حالابه راه تا سر دوش که تکیهگاه کنی
۳
به رخصت تو مفید نمیشود چشمتکه عالمی بستان و یک نگاه کنی
۴
نگاه دم به دمت بس خوش است و خوشتر از آنعزیز کرده نگاهی که گاهگاه کنی
صفحهٔ ۱ از ۳