خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماواییصدای شهپر شاهین برآمد ناگه از جائی
۲
عقابی در رسید از اوج استیلا و پیش ویبه جز تسلیم نتوانست صید ناتوانائی
۳
شکارانداز صیادی برآمد تیغ کین بر کففکند آشوب در وحشی شکاری بند برپائی
۴
به برج خویش ساکن بود ثابت کوکبی ناگهچو سیمایش به بحر اضطراب افکند سیمائی
صفحهٔ ۱ از ۳