شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - تجدید مطلع

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی به دایتش از روزگار هجر به ترنهایتش چو زمان وصال فیض اثر
۲
شبی در اول دی شام تیره‌تر ز عشاولی در آخر او صبح پیشتر ز سحر
۳
شبی عیان شده از جیب او ره ظلماتولی زلال بقا زیر دامنش مضمر
۴
شبی چو غره ماه محرم اول اوولی ز سلخ مه روزهٔ آخرش خوش‌تر
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth