خلوتی با محتشم کاشانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - ایضا فی مدح
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت کم بختی که مرغ دولتم میریخت پربهر دفع غم شبی در گلشنی بردم بسر
۲
از قضا در حسب حال من به آواز حزینبلبلی با بلبلی میگفت در وقت سحر
۳
کاندرین خاکی رباط پرملال کم نشاطوندرین سفلی بساط کم ثبات پرخطر
۴
ذرهای را آفتابی بر گرفت از خاک راهساختندش حاسدان یکسان به خاک رهگذر
صفحهٔ ۱ از ۸