شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - ایضا من بدایع افکاره فی مدح اعتمادالدوله میرزا لطف الله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمید صبحی و از پرتو دمیدن آنبه ذره‌ای نظر افکند آفتاب جهان
۲
چه صبح چهره نمایندهٔ هزار امیدکه مشکل است بیانش به صدهزار زبان
۳
چه آفتاب بلند اختر سپهر جلالکه برد طلعت او ظلمت از زمین و زمان
۴
مدار اهل زمین اعتماد دولت و دینحفیظ ملک و ملل پاسبان کون و مکان
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth