شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در مدح والی گیلان جمشید زمان گفته

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز شد چشم جهان ای بخت خواب آلودهانصبح دولت می‌دمد برخیز زین خواب گران
۲
بالش زیر سرت کان مانده از اصحاب کهفمالشی ده چشم غفلت را و سر بردار از آن
۳
اسب چوبین پای امیدت که نقش عرصه بودتمشیت فرمای دهر از تقویت کردش روان
۴
بهر دفع ظلمت ادبار از ضعف امیدماه می‌جستی ز اقبال آفتابی شد عیان
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth