شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ بهایی

غزل شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنانکه صبح وصل نماید در آن، شب هجران
۲
شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشیدسیاه روی نماید چو خال ماهرخان
۳
ز آه تیره‌دلان، آنچنان شده تاریککه خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکان
۴
زمانه همچو دل من، سیاه روز شدهگهی که سر کنم از غم، حکایت دوران
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth