شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ بهایی

غزل شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان منشب، مگر بودش گذر بر منزل جانان من
۲
بس که شد گل گل تنم از داغهای آتشینمی‌کند کار سمندر، بلبل بستان من
۳
طفل ابجد خوان عشقم، با وجود آنکه هستصد چو فرهاد و چو مجنون، طفل ابجد خوان من
۴
گفتمش: از کاو کاو سینه‌ام، مقصود چیست؟گفت: می‌ترسم که بگذارد در آن پیکان من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth