شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کردشد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد
۲
آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنیدتا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
۳
مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشقراهِ مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد
۴
نه به هفت آب، که رنگش به صد آتش نرودآن چه با خرقهٔ زاهد، مِی انگوری کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth