خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکردوآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
۲
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون استطلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
۳
مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوشکاو به تأییدِ نظر حلِّ معمّا میکرد
۴
دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دستواندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
صفحهٔ ۱ از ۳