شعر را زندگی کن
خلوتی با حافظ

غزل شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمی‌ارزدبه می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمی‌ارزد
۲
به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمی‌گیرندزهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمی‌ارزد
۳
رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رُخ برتابچه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمی‌ارزد؟
۴
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج استکلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمی‌ارزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth